تبليغاتX
پرسه در تمام ناتمام

پرسه در تمام ناتمام

 

گاهی حتی کلمه ای نیستم

دارم ازچله ای می آیم

که سخت سخت بود

 

نوشته شده در Sat 20 Nov 2010ساعت 11:31 PM توسط باران| |

 

میخواهم بروم

میخواهم بمانم

دارم در ترانه ای مبهم زاده میشوم

نوشته شده در Sat 20 Nov 2010ساعت 11:26 PM توسط باران| |

       گاهی‌  یاد  دیوانگی‌هایمان می‌خزد  لا به لای انگشتانم      

       گر‌ میگرد  آرام آرام هوای نبودنت    

     در دوردست‌  ترین  نقطه تلاقی 



نوشته شده در Mon 4 Oct 2010ساعت 9:44 PM توسط باران| |

 

 

تمام که میشوم در آغوشت

آنچنان خورد

که دوست ترم بداری

نوبت عشق بازی است

با زخمهای خشم

میخواهمت دربستری

 همیشه آغشته به رهایی

که         من              باشم

 

 

نوشته شده در Tue 29 Jun 2010ساعت 1:20 PM توسط باران| |

 

حجم یخ زده این روزهایم

پیشکش روزهای عاشقیمان

بیش از این ندارم

نوبت توست که ذوب شوی

نوشته شده در Fri 18 Jun 2010ساعت 12:22 PM توسط باران| |

 

  گاهی آنقدر نیستی

  که دریا تب میکند

 

 

نوشته شده در Tue 23 Mar 2010ساعت 12:27 PM توسط باران| |

 

 

من مالیخولیای هجی کردن دارم

و عشقمان زخمی است

 

یکدیگر را می آزایم بی آنکه بخواهیم

نوشته شده در Mon 22 Feb 2010ساعت 12:21 PM توسط باران| |

 

شاید از بخت یاری ماست ٫گاهی

که آنچه میخواهیم یابه دست نمی آوریم

 یا از دست میدهیم .

 

دارم یادمیگیرم در روزمرگیهایم نفس بکشم ٫انگار

نوشته شده در Thu 28 Jan 2010ساعت 1:54 PM توسط باران| |

 

دلم برای صورتک خوابهایم تنگ است

کاش می آمدی

مثل همیشه

همانقدر دیوانه

نوشته شده در Sat 9 Jan 2010ساعت 7:57 PM توسط باران| |

 

واین روزها ناگزیر زمزمه میکنم

 

و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمی است

که همچنان که تو را میبوسند

در ذهن خود طناب دار تو را میبافند

 

 

نوشته شده در Fri 4 Dec 2009ساعت 10:9 PM توسط باران| |

Design By : Night Melody